من + زندگی + غرغر

متن مرتبط با «عید» در سایت من + زندگی + غرغر نوشته شده است

عید قربون

  • نیلوبلاگ

    ساعت 4:30 صبح بیدار شدم، بعد نماز زدم بیرون و رفتم دنبال گوسفند عزیز! هرسال وقتی میخوایم یکی رو انتخاب کنیم انقددرر دلم براشون میسوزه!  چنان مظلوم نگاهت میکنن! ولی موقع خوردن نمیدونم چرا به این چیزاش فکر نمیکنم و خودمو خفه میکنم تازه کارم تموم شده، دستام تاول زده از بس خورد کردم، هرچی میگم این چاقو لامصب رو هم عوض کنید خیلی کنده میگن یادمون رفت ایشالا دفعه دیگهخیلی جالبه، با اینکه دلم براشون میسوزه خیلی دوست دارم خودمم سر ببرم، متاسفانه فرصت پیش نیومده، فقط در حد سلاخی فرصت بهم رسیده&n...

    ادامه مطلب